X
تبلیغات
bayan-kord


bayan-kord

ئه من چاوم له ریگاته و به هیواتم به شه و گاران

 

سنندج

 

 

 

 

 

استان كردستان بخشی از سرزمینی است كه تحت حكومت مادها اداره می شده است .

 كردها یكی از شعبه های مشهور نژاد آریایی هستند كه از حدود 2000 سال پیش از میلاد

مسیح از شرق به ایران وارد شده و به شمال غربی و مشرق دریاچه ارومیه مهاجرت نموده اند

 و محققان در آریایی بودن آنها شكی ندارند .


كردها مردمانی ایرانی تبار هستند كه زبان ، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پیوند با دیگر

 مردمان در قلمرو زیست اقوام ایرانی است . بر اساس مت كتیبه داریوش در تخت جمشید و

 بیستون دولت ماد در سال 550 پیش از میلاد مسیح در قلمرو دولت هخامنشیان قرار داشته

است در عصر سلجوقیان و به ویژه در عهد حكومت طغرل بیگ تمامی ناحیه جبال كوهستانی

غرب ایران (كردستان) به عراق عجم نام گذاری شده ، زیرا القایم با ... خلیفه عباسی طی

منشوری در سال 437 ه . ق از طغرل بیگ سلجوقی به عنوان ملوك العراقین نام برده است .


عطاءالملك جوینی در بیان نبرد هلاكوخان مغول به فرقه اسماعیله و ارسال تداركات و پشتیبانی

 آنان از ولایت اكراد یاد كرده است .

جغرافياي كردستان

استان كردستان با مساحت28203 كیلومتر مربع در غرب ایران قراردارد واز نظروسعت 7/1 درصد

مساحت كشوررادربرگرفته است . و از شمال به استان های آذربایجان غربی و زنجان ، از جنوب به

 استان كرمانشاه ، از شرق به استان های همدان و زنجان و از شرق به كشور عراق محدود است .


استان كردستان دارای 9 شهرستان ، 23 شهر ، 26 بخش و 83 دهستان می باشد .

بانه – بیجار – سقز – سنندج – دیواندره – كامیاران – قروه – مریوان و سروآباد از مهمترین شهرهای

 استان می باشند .

آب و هوای استان در ناحیه شمالی آب و هوای نسبتا سرد و در نواحی جنوبی معتدل كوهستانی

 است و دارای فلات های مرتفع و خشك و دشت های حاصلخیز مانند دشت مریوان ، دشت اوباتو

، دشت ئیلاق یا دهگلان ، دشت قروه و دشت كامیارن است .


رودهای استان با توجه به وضع طبیعی و توپوگرافی منطقه دارای مشخصات خاصی هستند مانند

 پایین بودن بستر رودخانه از سطح زمین های مجاور، افزایش آب در فصل بهار ، غیر قابل استفاده

 برای قایقرانی و ....


این رودخانه ها به سه حوزه دریای خزر ، دریاچه ارومیه و خاك عراق وارید می شوند .

 كوه های كردستان قسمتی از كوه های غرب ایران را تشكیل داده اند و مهم ترین آنها برانان در شرق

 چهل چشمه (چهل چمه) به ارتفاع 3120 متر در غرب دیواندره – كوه عوالان به ارتفاع 2665 متر در بین

 گاورود و كامیارن ، قره داغ داغ به ارتفاع 3120 متر در شمال بیجار ، گوژه به ارتفاع 2666 متر در بین

دهگلان و سنندج ، كوه آبیدر به ارتفاع 2550 متر در سنندج ، كوه بزرگ شاهو به ارتفاع 3325 متر كه

 بلندترین كوهستان استان است .


براساس نتایج سرشماری عمومی سال 1375 جمعیت استان 1،346،383 نفر بوده است كه 90/99 %

جمعیت استان مسلمان هستند و بیشتر مردم تابع و پیرو مذهب شافعی و بقیه نیز پیرو

مذهب تشیع هستند .


مركز استان كردستان شهر سنندج است كه در فاصله 520 كیلومتری جنوب غربی تهران قرار دارد

كه بنیاد جدید ان در سال 1046 هجری قمری توسط سلیمان خان اردلان پایه گذاری شد .


این شهر دارای بازار ع مساجد ، حمام ها و عمارات متعدد و قدیمی است كه مجموعه ای از آثار

 فرهنگی را در خود جای داده كه از مهمترین آنها می توان به موزه سنندج – خانه كرد –

مسجد دارالاحسان (جامع) باغ و عمارات خسروآباد ، مسجد والی ، بازار قدیمی و بازار سرتپوله

– مسجد رشید قلعه بیگی ، مسجد میرزا فرج الله ، قرآن نگل ، مسجد وزیر ، مسجد وكیل ،

كلیسای سنندج ، امام زاده پیر عمر ، امام زاده هاجر خاتون ، پل قشلاق ، حمام های پاشا خان ،

 خان ، وكیل الملك ، دوخزینه ، شیشه و عمارت آصف دیوان ، عمارت و باغ آیت الله مدوخ ،

عمارت امجدالاشراف ، عمارت مشیردیوان ، ساختمان شهرداری مركزی و موزه تاریخ طبیعی

را می توان نام برد .
 
 

فرهنگ كردستان 

استان كردستان یكی از استان های كردنشین در غرب ایران است ، اكثریت ساكنان این استان ،

 كرد زبان هستند كه به لهجه های مختلف تكلم می كنند . درباره زبان كردی مردم شناسان بر این

 رای هستند كه زبان كردی یكی از زبان های گروه هند و اروپایی و ایرانی است .


زبان كردی در استان كردستان و همچنین در استان های الام ، كرمانشاه ، همدان ، آذربایجان غربی

 و شمال خراسان و دیگر كشورها لهجه های گوناگونی دارد اما مهمترین ، پر تكلم ترین و یا

 به عبارتی لهجه رسمی و ادبی دو شاخه كرمانجی و سورانی است ، شاخه سورانی در استان

كردستان لهجه رایج در ادبیات مكتوب است . دین مردم كردستان اسلام و اكثریت آنها پیرو مذهب

 تسنن و شافعی می باشند ، شیوه غالب زندگی مردم در این استان سنتی و با هویتی قومی است .

وجود حدود 1900 روستا در استان نمایانگر انس مردم به طبیعت و كشاورزی است .


به استناد شواهد و مدارك مستند تاریخی ، قوم كرد از نژاد آریایی هستند كه در هزاره اول

 قبل از میلاد مسیح از كناره های دریای خزر به سلسله كوه های زاگرس آمده و با غلبه بر قدرت

 آشوریان در نینوا امپراطوری مادها را در قرن هفتم قبل از میلاد در ایران پایه گذاری كردند .

 

جمعیت و نیروی انسانی 

 

بر اساس آخرین سرشماری مركز آمار ایران در سال 1375 ، استان كردستان 1346 هزار نفر

 

جمعیت دارد كه 4/52 درصد شهری و 6/47 درصد را جمعیت روستایی تشكیل می دهد .

 

 تراكم نسبی جمعیت معادل 7/47 نفر در كیلومتر مربع است .


از 1146 هزار نفر جمعیت 6 ساله و بالاتر استان ، 8/76 درصد با سوادند كه این نسبت در مناطق

 

 شهری 4/75 درصد و در مناطق روستایی 5/58 درصد می باشد . جمعیت 10 ساله و بالاتر شاغل

 

 استان به تعداد 327 هزار نفر كه 32 درصد آن در بخش كشاورزی ، 11 درصد در بخش صنعت و

 

 57 درصد مابقی در بخش خدمات اشتغال دارند .

  

جاذبه های گردشگری استان 

استان كردستان به سبب پیشینه تاریخی طویل خود كه در اعماق ایران زمین ریشه دوانده و نیز

به علت گستره زیبای جغرافیایی همانند نگینی در پهنای ایران زمین می درخشد و حائز جاذبه های

تاریخی فرهنگی و طبیعی است .

جاذبه های تاریخی فرهنگی 

با آثار به جای مانده از ادوار كهن بیانگر قدمت و عظمت استان كردستان می باشد كه ذیلا

 به انها اشاره می شود .


الف – آثار تاریخی قبل از اسلام

  • تپه باستانی زیویه كه در 55 كیلومتری جنوب شرقی شهرستان سقز واقع شده است .
  • غار كرفتو در 72 كیلومتری شهرستان سقز
  • كتیبه تنگیور كه در 25 كیلومتری غرب شهرستان كامیاران واقع شده است كه آثار فوق

          متعلق به دوران قبل از اسلام بوده و قدمت 2 هزار ساله دارند .

ب – آثار تاریخی بعد از اسلام

  • مسجد دارالاحسان (1227 هـ - ق)
  • مسجد دارالامان كه متعلق به دوران قاجار می باشد و در سنندج واقع شده اند .
  • عمارت آصف الدیوان متعلق به دوران صفویه
  • بقعه باباگرگر در شهرستان قروه و آثار متعدد دیگر

 

جاذبه های طبیعی 

استان كردستان با داشتن اقلیم منحصر به فرد تنوع زیستی زیبایی را (گیاهی و جانوری) در

 خود جای داده است .

آب و هوای استان دارای ویژگی های اقلیم معتدل سرد می باشد . وجود ارتفاعات و دره های ژرف

 و وزش باد غربی پوشش های گیاهی غنی و متنوع و زیبایی را در كردستان به وجود آورده است .


مهم ترین تفرج گاه های استان به قرار زیر می باشند:

 

§         دریاچه طبیعی زریوار شهرستان مریوان

§         سد شهید كاظمی

§         سد وحدت (قشلاق)

§         رودخانه قزل اوزن كه از كوه های چهل چشمه سرچشمه می گیرد .

§         رودخانه قشلاق كه از ارتفاعات شمالی شهرستان سنندج سرچشمه می گیرد

§         رودخانه سیروان كه پس از دریافت آب های جنوب – غرب و مركز استان

      وارد استان كرمانشاه می شود .

§         چشمه باباگرگر در هیجده كیلومتری شمال شهر قروه

§         چشمه گواز در 50 كیلومتری شمال غربی كامیاران

 

كردستان به سبب ویژگی های بیوكلیماتیك دارای تنوع زیستیی گیاهی و جانوری بوده كه

هر كدام از جذابیت های فوق العاده ای برخوردار می باشند .

 

           
نوشته شده در ساعت توسط به يان| |

 

 

     

 

 

استاد عبدالله گوران

 

 متولد 1904 ميلادي در حلقه ي ياران شاعر خود كه عبارت

 

بودند از شيخ نوري ، شيخ صالح و رشيد نجيب در سال هاي 1930 و 1920 تحت

 

تأثير ادباي ترك عثماني و با آشنايي با ادبيات اروپايي آن زمان و مد نظر قرار دادن

 

انجمن » ادبياي فجر آتي « ترك ها كه حلقه اي بودادبي و توسط اشخاصي چون »

 

توفيق فكرت و جلال ساهر و عبدالحق حامد« به وجود آمده بود بهنو كردن

 

 شعر كُردي و پرورش نگاه و انديشه ي نو در دنياي اين شعر پرداخت

.

بايد گفت كه گوران قبل از روند نوين شعر كُردي در بوته ي ادبيات كلاسيك پخته

 

گرديده بود . وي يكي از چهره هاي فعال و آشنا و مسلط ادبيات كلاسيك كُردي بود.

 

گوران در انواع قالب هاي كلاسيك و اوزان عروض طبع آزمايي كرده بود ،

 

بسيار استادانه در قصيده و غزل و فرد و معما و ... غيره شعر سروده بود.

 

 

شكي نيست كه گوران و ياران حلقه ادبي وي به خوبي با قله هاي

 

شعر كلاسيك كُردي از جمله » نالي ، سالم ، مه حوي ، كوردي « آشنا بودند

.

در آن دوران ، امواج ويرانگر و سهمگين جنگ جهاني اول فروكش كرده بود ،

 

در نتيجه ي جنگ چندين قدرت و دولت بزرگ نابود و خاموش شده بودند .

 

روابط بين الملل و رابطه دولت ها دچار دگرگوني عميق و اساسي شده بود.

 

در اوضاع خاورميانه تغييرات مهم و چشم گيري به وقوع پيوسته بود يا در حال

 

وقوع بود . بيداري غول سرمايه و خواستن جهاني متفاوت خود نمايي مي كرد .

 

خيزش حركت هاي ناسيوناليستي و بيداري روح ملي در ميان ترك ها و به

 

 تبع آن دگرگوني ادبي در جامعه ي ترك و ديگر ملت هاي خاورميانه در جريان

 

و خروش بود.

 

در اين شرايط و زمان اوضاع سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي

 

كُردها نيز بر اثر قيام هاي شيخ محمود و جدال ترك ها و دولت انگليس

 

دچار تحول و تغيير شده بود.در همين زمان ادعاي آزاديخواهي و رهايي بخشي

 

حكومت انگليس هرچند كه اين ادعا در نهان منظورهاي ديگري تعقيب مي كرد،

 

همراه با حضور نيروهاي اروپا و فاتحان جنگ در منطقه همگي در اين دگرگوني

 

 دخيل بودند.

 

در چنين اوضاع و شرايطي نويسندگان و روشنفكران كُرد در كردستان عراق

 

كه خود برخوردار از اندوخته اي بسيار گران بها بودند ، در زمينه ي ادبيات براي

 

بيان انديشه و نگاه خود افق هاي نويني را مي جستند. ديگر نمي شود كه

 

سليقه و نگرش هاي تازه آنها را در چارچوب قالب هاي كهن محبوس كرد.

 

قالب هاي پيشين و محتواي انديشه هاي كلاسيك ، ديگر توان ايستادن و

 

 پاسخگويي را نداشته اند . نگاه نو به زندگي ، تحولات عظيم و عميق

 

سياسي و فرهنگي كه در اطراف رخ نموده بود آنان را به سوي واكاوي

 

و بازنگري در سبك و جان شعر كردي وا مي داشت.

 

چهره هاي آشنا و شاخص ادبيات كه در حلقه ادبي جمع شده بودند از راه

 

درك و تجربه عميق ادبيات كلاسيك قبل از خود و همچنين آشنا بودن با

 

 زبان فارسي و ديدن فرسايش ساخت كهن و شكل گيري فرم و محتواي تازه و

 

شگرف در ادبيات تركي آن زمان ، بر اين شدند كه از آن تجربه و امواج تازه

 

 سود جسته و به دگرگوني قالب ها ووزن و محتواي شعر كُردي بپردازند.

 

هر كدام با فراخور حال خود و با توجه به توانايي و ذخاير فكري و فرهنگي

 

خود دست به تجربه هايي زدند.

 

اولين گام هاي اين خيزش بزرگ فرهنگي تقليد گونه اي بود از ادبيات نوين ترك

 

كه بيشتر توسط شيخ نوري آزموده مي شد.

 

شيخ نوري به دليل بزرگتر بودن سن از گوران و داشتن رابطه خوب باژورناليسم و

 

حضور مؤثر در ميان روزنامه و روزنامه نگاران آثارش بيشتر منتشر مي شد.

 

محفل ادبي گوران و شيخ نوري توانست امواجي از خون تازه به كالبد شعر كُردي

 

 تزريق نمايد و از اين راه كوشش هايي در راه دگرگوني شعر انجام پذيرد و آن

 

را از نظر فرم و محتوا تكان دهد و در بكارگيري زبان ، روان و سليس و نوين

 

كُردي گام هاي به پيش بردارد.

 

مي توان گفت كه شعر » جلوه نمايش« سن ، گوران يكي از اين

 

حركت هاي اوليه مي باشد كه مي كوشد از نظر بكارگيري واژگان كردي و

 

ايجاد مفاهيم و محتواي نو به شعر كُردي سيماي تازه ببخشد.

 

همچنين شعر » زندگي آدميزاد« شيخ نوري نيز از اين گونه سروده ها مي باشد.

 

 اين خيزش نو آغاز ، در اين ميدان و دنياي تقليد نخشكيد و با روند زمان

 

 و حركت رو به پيش آن همراه گرديد هر چند در اين ميان شاعراني چون :

 

شيخ نوري و رشيد نجيب و حلمي و عبدالرحمان بگ بازماندند و دچار واپسگرايي

 

شدند اما گوران كه به خوبي در دنياي ادبيات كلاسيك كُردي پخته گرديده بود

 

 و با زبان هاي فارسي و عربي و تركي مسلط بود و انگليسي را نيك

 

مي دانست و سرمايه ي فرهنگي ويدر زبان كُردي غير قابل باور بود

 

همچنان به سوي آفريدن و خلق لحظه ها و دنياهاي نوين در ادبيات و شعر

 

پيش رفت.

 

پرورش انديشه و ذهنيت شعري گوران در جهان رومانتيك حضرت

 

< مه وله وي > و زندگي در طبيعت زيبا و سرشار از طراوت و گوناگوني

 

كردستان همراه با قدرت خلاقه خود گوران همگي دست به دست هم داده

 

و وي را بر قله بلند آفرينش نشاند تا با خيال هاي نوين در دنياهاي تازه دست

 

 به آفرينش نو بنياد و تازه بزند.

 

زمانه ، شرايط دگرگون شده محيط زندگي و جهان آن روزگار رسالت نو كردن

 

شعر كُردي را به گوران واگذار نمودند.

 

طبع سركش و روح زيبا پسند گوران همراه با جهان رام نشده انديشه و

 

خيال بكر و توانايي ها و استعداد سرشار وي سرانجام پروژه نو كردن شعر كُردي

 

 را به سرمنزل مقصود رسانيد. سرانجام گوران چون پيشاهنگ و آفريننده ي توانا

 

توانست كه به ضرورت دوران و تجديد حيات شعر كُردي قدرت مندانه پاسخ دهد

 

و نام خود را چون شاعري هميشه جاويد با دنياي شعر كُردي همراه كند.

 

توليد دفتر شعري گوران به نام هاي»بهشت و يادگار « و »

 

اشك و هنر« كه در سال هاي پنجاه ميلادي پا به جهان كتاب نهادند دوران رشد

 

و خودنمايي مدرسه رومانتيك بود در شعر كُردي.

 

گوران با استقامت و پايداري ، در برابر سنت خواهي ها و

 

واپسگرايي هاي دوران و سردمداران جهان كهن و ميرا راه خود را آغاز

 

و باز كرد و آن را تا افق هاي دور آفرينش پيش برد.

 

اگر بخواهيم ويژگي هاي شعر گوران را بيان كنيم مي بايست به ويژگي هاي زير اشاره نمود :

 

۱- بافت محكم و يگانگي موضوع در شعر

۲- اهميت ندادن غير لازم به قافيه و خود را در اختيار آن نگذاشتن

۳- به تصوير كشيدن هنرمندانه ي تابلوها و تصاوير شعري

۴-بيان زيبايي هاي طبيعت و زن به گونه اي هنرمندانه و زيبا

۵-به كار گيري واژگان اصيل و سليس كُردي و كوشش در جهت خلق زباني

توانمند در شعر

۶- توجه به اشياء ساده و بازيافتن طبيعت

8- شفافيت بخشيدن به كلمه و منظور شاعر و بازگرداندن تشخیص

كلمات در شعر

9- ايجاد و آفريدن سبكي نو در شعر كُردي

 

خود گوران مي گويد » شعرهاي تازه خود را با وزن په نجه سروده ام ،

 

 هر چند كه شعر دوستان قديم و كهنه گراي آن را نمي پسندند اما چون

 

اين وزن مخصوص و خاص ملت ما مي باشد و با ويژگي هاي زبان كُردي

 

 سازگارتر است ، كوشيده ام كه آن را به كار گيرم .

 

در مدت كار و كوشش ادبي خود سعي كردم كه روز به روز از عروض دور

 

شوم و به اين وزن نزديك گردم تا در اين سال هاي آخر توانستم به طور

 

 كلي ـ و فكر مي كنم براي هميشه ـ وزن عروض را كنار بگذارم

 

بكارگيري وزن » په نجه « هجا در شعر كردي و وانهادن وزن عروض

 

براي هميشه.

 

گوران خود مي دانست كه به هم ريختن دستگاه زيبايي شناختي كلاسيك

 

 و ذهنيت شكل گرفته سنت مداران سخت است و تا فهم و درك دستگاه

 

نويني كه وي آن را در شعر مي آفريد راه ها بود بنا براين همراه با آفرينش

 

 شعر و پي ريزي زيبايي شناسي نوين شعر كُردي به توضيح تئوريك بنيان هاي

 

آن پرداخت و در هر فرصت ممكن با نوشتن و گفتن به توضيح اين نگاه پرداخت .

 

 

شعرهايي از گوران :

 

پاييز

 

پاييز پاييز

 

عروس زرد موي

 

من مات تو رنجيده

 

هر دو هم درد

 

***

 

من اشكم تو باراني

 

من نفسم تو باد سرد

 

من غمم تو ابر گريان

 

***

 

پاييز پاييز

 

سينه و گردن عيان

 

من مات تو رنجيده

 

هر دو با هم

 

هر انگاه گلي پژمرده مي شود ،گريه كنيم

 

زيرا درختي كنده مي شود ،گريه كنيم

 

پرندگاني مي روند گريه كنيم

 

گريه كن

 

گريه كن

 

چشم هايمان را پاك نكنيم

 

هرگز هرگز

 

پاييز پاييز

 

هفته نامه صدای آزادی

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط به يان| |

 

 

 

هه ر كاتي ده كه ومه بيري

وه كو روژاني جواني

بو ساريژي زامه كانم

به ته نيا ديمه سه ر كاني

زوخاوي دل هه ل ده ريژم بو ورده شه پوله كاني

ئه م به سته يه بو ده خوينم به لاوه ك يا به گوراني

كاني كاني تو جيژواني پريه كاني

تو ئايونه ي ئاسماني 

خوني جه رگي چيا سه خت و به ر زه كاني

خوزگا ئه وه ي من ده ي زانم توش بيزاني كاني كاني

ده زاني بو زور دي مه لات؟

چون له لاي تو به جي ماون جي پي كاني  

كاني كاني

تو شاهيدي پشكوتني ئه وينيكي ئا سماني

قاتلي من له توي دا شورد په ن جه كاني

خوني دلم تكاوه نيو ئاوي كاني

به ده م دزه ي ئه وينه وه

ده مردم و نه م ده زاني

كاني كاني كاني كاني

*** ترجمه لفظ به لفظ فارسي

            چشمه

هر زمانی بيادش مي افتم

همچو روزگار جواني

براي تسكين زخمهايم

تنهايي به سر چشمه مي روم

درد دلم رو به دست موجهاي كوچكش مي سپارم

اين شعر رو براش با دكلمه يا با آواز مي خوانم

اي چشمه :تو ميعادگاه فرشتگاني

تو آينه آسماني

خون دل كوههاي سخت و مرتفع هستي

اي چشمه : كاش آن چيزهاي كه من مي دانم تو هم مي دانستي

چون جاي پاهاش پيش تو به جا مانده

اي چشمه :

تو شاهد شكوفه دادن عشقي آسماني بودي

قاتل من دستهايش را در توشست

خون دلم در درون آب چشمه ريخت

به همراه خنده عشق

 ميمردم و نمي فهميدم

اي چشمه اي چشمه

 

 

نوشته شده در ساعت توسط به يان| |

                            

 

                               تا که ی بنالیم بو تو گیانا تا که ی بسوتیم

 

                             ئه ی  بریارت  وا  نه بو  فه رموت   من روژی  هه ر دیم

 

                             زستان  وا  رویی به هاریش  هات  تو  هه ر  نه هاتی

 

                             ژه ری  تالی  چاوه روانیت  دامی  تو  له  جیاتی

 

                              ئه ی  تو  خو  نازانی  ده ردی  چاوه روانی

 

                             تا  چه ن  به  ئازاره  برک و ئیش و ژانی

 

                              گیانا  بو  نه هاتی  عازیز  بو  نه هاتی   نه تپرسی هه والم

 

                                    ئیش و  مه رگه ساتی

 

                             شه و  نیه  ئه گه ر  جاری  خه ونت   پیوه  نه بینیم

 

                            وا  ئه زانم  له باوشم دای  له  سه ر  سه رینم

 

                           که  چاو  هه ل  دینم  گیانا  بالای  به رزت  نابینم

 

                           دوباره  ده م سوتینی  ئیش و زامی  برینم

 

                             گیانا که م  زو  وه ره 

 

                  نازدارم  زو  وه ره  به س  جاری  بت بینم  گیانم  بو  خوت  به ره..........

 

 

                                   ترجمه لفظ به لفظ فارسی

 

                                   تا کی بنالم جانا تا کی بسوزم

 

                                 ای که فرموده بودی من روزی می آیم

 

                                 زمستان اینچنین رفت و بهار هم آمد  اما تو نیامدی

 

                                در عوض زهر تلخ انتظار را به من چشانیدی

 

                                تو که نمی دانی درد انتظار را

 

                                نمی دانی که چقدر تلخ است زخم و رنج دردش

 

                               جانا چرا نیامدی،

 

                                عزیزم چرا نیامدی  نپرسیدی احوالم را، دردم را، رنجم را

 

                               شبی نیست تو را یک بار در خواب نبینم

 

                                گمان می کنم در آغوشم هستی ، کنار من نشستی

 

                              اما وقتی چشمانم را باز می کنم قد رعنای تو را نمی بینم

 

                              دوباره می سوزاند من را درد و رنج زخمم

 

                               جانان من زود بیا نازنینم زود بیا

 

 

                               تا برای یک بار هم که شده ببینمت ، جانم را بگیر و برای خود ببر

               

                                              " به داخه وه نیوی ئه م شاعیره نازانم

           

نوشته شده در ساعت توسط به يان| |


:قالبساز: :بهاربیست:



رست موبایل - مبلمان - گویا آی تی - تک تمپ - زمرد آگهی | قالب میهن بلاگ - گرافیک - وبلاگ